قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

95

تاريخ نگارستان ( فارسى )

اسبش بغايت لاغر بود از پيش او گذشت عمرو از روى غضب گفت عجب حالتيست كه سپاهيان سرين زنان خود را فربه ميسازند و اسبان خود را لاغر آن دردمند دردم از سمند به زير دويده هر دو زانو بر زمين زد كه ايخداوند سرين زن من به صد مرتبه از اين اسب لاغرتر است اگر باورت نيست او را نيز عرض نمايم از آن سخن عمرو خندان شده او را انعامات بسيار فرمود . [ 179 - خوان گستردن عمروليث و بارعام مردم . ] 179 من البدايع مشهور است كه هيچيك از سلاطين روزگار در زمان و سفره مثل عمرو نبوده‌اند عجب آنكه او در حبس معتضد چندان بماند كه از گرسنگى هلاك شد و هيچيك از مردمان بسروقت او نرفتند و از آثار او مسجد جامع شيراز است . [ 180 - ملك ناصر مصرى . ] 180 حكايت در شهر رجب سنهء 708 ثمان و سبعمأة امراى مصر بويژه سالار مغول از تحكمات ملك ناصر پسر القى بتنك آمده خواستند كه او را از ميان بردارند او از اينمعنى مستشعر گشته از مصر بيرون آمده بقلعهء گرگين متحصن شد امراى مصر چاشنى گيريرا بجاى او صاحب سرير گردانيدند اما او را باوجود جهات ناصر ، كار از پيش نميرفت آخر هم در اين سال ناصر از قلعه متوجه دمشق شده اكثر امرا ميل بجانب او كردند چون بحوالى مصر رسيد چاشنىگير فرار كرده بتربه رفت و سالار در مقام اعتذار آمده دست خود را بسته به نظر ناصر رسانيده و ناصر او را محبوس گردانيد و مأكول و شراب از او بازگرفت و او در آن حبس بمرد و پيش از موت از فرط جوع موزهء خود و نيمى از حصير را خورده بود . [ 181 - زال با همسرش رودابه . ] 181 ايضا مشهور است كه زال پدر رستم با منكوحهء خود رودابه بر سر خوان نشسته بودند كه بيكبار كلاغى بر ديوار باغى نشسته آوازى چند درداد زال از آواز او آغاز جزع كرده با منكوحهء خود گفت كه بعد از مصيبت گرسنگى هيچ چيز بدى و بلائى برابر با اين گفتار جانور نيست ابو على در كتاب ذخيرة گويد كه زال به خدمت يكى از اصحاب داود رسيده زبان مرغان را بياموخت القصه رودابه استكشاف آنواقعه نمود زال گفت رستم و شغاد و زواره بعالم بقا انتقال نمودند رودابه از شدت آنقضيه هولناك شده سوگند خورد كه هيچ نخورد تا هلاك شود و هفت شبانه‌روز گريه و زارى ميكرد و هيچ نخورد تا آخر بيطاقت شده خود را بمطبخ رسانيد و از غايت جوع نور باصره‌اش نمانده بود پس دست كرد كه چيزى بدان بردارد قضا را مار مردهء به دستش آمد خواست كه آن را فروبرد كنيزكى فرياد برآورد كه مار مرده است رودابه آن را بينداخت و انصاف داد كه حق بجانب زال بوده است كه چنان گفت : سعدى : اين شكم بىهنر پيچ‌پيچ * صبر ندارد كه بسازد به هيچ [ 182 - فرع صفاريان . ] 182 فرع صفاريه ملوك صفاريه سه تن و مدت حكومتشان در جميع خراسان و سيستان و مازندران و فارس و خوزستان و كرمان از سنه 253 ثلث و خمسين